حسن مرسلوند

312

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

ترجمهء اشعار : درويش بيا كه هنگام گل و فصل بهار است ، وقت طرب و عيش و مى و گشت و گذار است كار و عمل تو حيله و تزوير است ، تو را به خدا به من بگو كه اين چه كار است ؟ فكر كن ، تماشا كن كوچه و خيابان را ، صداى نى و مستى مى و آوازهء تار است فرّاش صبا فرش زمرد را بر زمين پهن كرده ، مانند اطلس يكرنگ و بىگرد و غبار است ابر آسمان با آب مقطر و پاك ، ساقى بهار و مانند قطار دور و دراز است فرمانده بهارى از چند تيپ پياده و سواره از ، گل لاله و گل‌هاى رنگين در حال سان ديدن است نوبت براى باغ و گلستان چيست ؟ ، كبك كوهى و بلبل و قمرى و قنارى است سوسن به زبان چه كسى تر و تازه مشغول سخن گفتن ؟ ، براى مداحى و ثناى صانع اين نقش و نگار است صحرا به خاطر عطر گل و لاله و سنبل ، مانند دشت ختا و ختن و ملك تاتار است شاعر تو بيا باهم به بوستان برويم ، صحبت با اين مردم فقط درد و رنج است ملّا معروف كوكه‌اى در 19 رمضان 1364 قمرى برابر با 1324 خورشيدى در مهاباد درگذشت و همان‌جا به خاك سپرده شد . م : روحانى « شيوا » ، بابا مردوخ . تاريخ مشاهير كرد ، ج / 2 .